در تدارک یک کتابچهی ادبی
فرصتی برایم دست داده تا در این روزهایی که ادبیات هم به مانند باقی امور به خواب رفته است، چیزکی برای روزهای داغ تابستان فراهم بکنم. در روزهای ابتدایی سال 87 مجموعه داستان "دستهای کاغذی" در قالب کتابی که گردآورندهاش بنده و حامیاش حوزهی هنری استان آذربایجان غربی بود به چاپ رسید. کتاب شامل 16 قصه کوتاه از 15 نویسنده بود و نشان دهندهی فعالیت دوستان در انجمن قصه نویسی حوزه هنری. در نیمهی دوم سال 87 هم باز مجموعه داستانی را برای چاپ آماده نمودم که بعد از تحویل آن به حوزهی هنری بنابه دلایلی از چاپ کتاب منصرف شدند که عمده دلیل آن را هم ضعف آثار عنوان کردند، هر چند من قانع نشدم. چون اکثر کارهای مجموعهی دوم چند قدم از کارهای مجموعهی اول پیش بود. القصه، حاصل ساعتها تلاش که صرف گردآوردن، خوانش، انتخاب و ویرایش آثار شده بود همانطور بینتیجه ماند. مشغلهی چند ماه گذشته موجب شد تا دیگر نتوانم پیگیر استفاده از این کارها باشم.
حال که فرصتی دست داده، در نظر دارم گزیدهای از آن داستانها را به همراه دو مصاحبهای که پیشتر با اهل ادبیات ارومیه انجام دادهام، همچنین گزیدهای از اشعار شاعران ارومیه به همراه مقاله و نقد در قالب کتابچهای آماده بکنم. البته این کار را هم در حالتی بین امیدواری و ناامیدی انجام میدهم، چون احتمال اینکه لوازم کار در اختیارم قرار بگیرد کمی پایین هست، با این همه تلاشم را انجام میدهم تا به مانند سالهای پیش که یا به صورت منفرد و یا به صورت گروهی کارهایی از این دست انجام داده بودیم، امسال هم در روزهای پیش رو مجموعهای از ادبیات ارومیه را به دست دهیم، حتی اگر شده در تیراژ خیلی کم و محدود.
شاید از این گردهم آمدن در قالب کتاب، راهی باشد برای یک دیدار واقعی، و دوستانی که مدتی است از هیچکدامشان خبری ندارم، یک خودی نشان بدهند و از گوشهی عزلت و انزوا به در بیایند و خبری حاصل شود.
این یادداشت را هم از آن جهت مینویسم تا دوستانی که در عالم وبلاگ و اینترنت حضور دارند، اگر برایشان مقدور بود و تمایل داشتند دست من را در انجام این کار بگیرند و هر کمکی که از دستشان بر می آید، با بزرگمنشی که من درشان سراغ دارغم، از من دریغ نکنند که در انجام چنین کارهایی هر چقدر گسترهی حضور اهل ادبیات بیشتر باشد، امیدِ به سرانجام رساندن کار بسیار بیشتر هست، چون حضور هر نامی در مجموعه نوعی اعتبار ایجاد می کند و این اسامی و آثار هر چقدر که متنوعتر و بیشتر باشد به همان میزان بیشتر در کانون توجه کسانی قرار خواهد گرفته که در توانشان هست در چاپ کار مساعدت بکنند.
دوستانی که به این وبلاگ دسترسی دارند میتوانند آثار خودشان و یا دوستان دیگر را برایم بفرستند و اگر از این طریق نتوانستند میتوانند اعلام کنند تا به صورت حضوری خدمتشان برسم!!!
درسهای قصهنویسی / (به نقل از کتاب: درسهایی دربارهی داستاننویسی، نوشته ی لئونارد بیشاپ) دروننگری ضروری درون نگری کاشتن عمدی افکاری در ذهن شخصیت برای افشای واکنش ذهنی او در برابر حادثه است. اگر افکاری شخصیت رد افشا نکنیم خواننده راهی برای درک روشن تاثیر حوادث بر زندگی شخصیت ندارد. البته واکنش عملی شخصیت دربرابر حادثه چیزهایی را به ما می گوید اما افکار او در موقع رخ دادن یک حادثه، نکات بیشتری را افشا میکند. ...
بعد از ماهها مسدود شدن اورمیا، دو سه روز پیش تصمیم گرفتم حرکتی برای باز شدن مجددش انجام بدهم. حقیقتش باورم نمیشد به این زودی نتیجه بگیرم و مدیران باصفای بلاگ اسکای عزیز جواب درخواستم را بدهند. از مدیران بلاگاسکای تشکر می کنم و ممنونم از بذل توجهشان که اینگونه در اسرع وقت مشکلات کاربران را رفع می کنند. گویا مشکل از کدهای قالب وبلاگها بوده. آن زمان من خیلی توی قالب دست میبردم. چارهای هم نداشتم چون سیستم محدودیتهایی داشت و باید برای باز کردن منوهای تازه مدام قالب را انگولک می کردم.
